معنی ده باغ
7 بازدید
[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از بخش روانسر شهرستان سنندج. واقع در ۱۶هزارگزی جنوب روانسر. سکنه ۱۲۴ تن می باشد. آب آن از سراب روانه تأمین می شود. راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان میاندربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۴۸هزارگزی شمال باختری کرمانشاه. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن می باشد. آب آن از سراب ایوان تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرغک بخش راین شهرستان بم. واقع در ۷۴هزارگزی جنوب خاوری راین. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن و آب آن از چشمه و رودخانه و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان چناران حومهٔ شهرستان مشهد. واقع در ۶۶هزارگزی شمال باختری مشهد دارای ۱۲۴ تن سکنه است. آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «ده باغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر