معنی دهنقة
6 بازدید
[ دَ نَ قَ ] (ع مص) لغتی است در دهمقة. (ناظم الاطباء). شکستن چیزی را و بریدن. (ناظم الاطباء). || نرم گردانیدن زه را. || نیک پختن و تنک و نرم گردانیدن طعام را با پختن. (منتهی الارب). و رجوع به دهمقة شود.
کلمات همقافیه با «دهنقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر