معنی دهنکجی
6 بازدید
[ دَ هَ کَ ] (حامص مرکب) لوچه پیچک. عملی که کودکان کنند استهزاء کسی را با کج کردن دهان و بعض پاره های روی. ادا. شکلک. عمل والوچانیدن کسی را. دهان و خطهای روی را بر کسی کج کردن به نشانهٔ اینکه تو بدین صورت و شکلی. (یادداشت مؤلف). - دهن کجی کردن به کسی؛ خود را به طور استهزا شبیه او نمودن. شبیه او ساختن. شکلک او را در آوردن. (یادداشت مؤلف). - || عکس العمل مخالف نشان دادن کسی را؛ به رغم میل و خواست کسانی یا کسی رفتار کردن.
کلمات همقافیه با «دهنکجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر