معنی دهندار
6 بازدید
[ دَ هَ ] (نف مرکب) زبان آور. سرزبان دار. که مقاصد خود با کمال جرأت و رک و بی ترس تواند ادا کرد. آنکه سخنان خویش را بی هراس و کمی بی شرمی گوید. (یادداشت مؤلف). و رجوع به زبان دار شود.
کلمات همقافیه با «دهندار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر