معنی دهلیزه
7 بازدید
[ دِ زَ / زِ ] (اِ مرکب) دهلیز و شیخانه. (ناظم الاطباء): به دهلیزهٔ آن گذرگاه سخت چو شیران به شروان برون برده رخت. نظامی. در این دهلیزهٔ تنگ آفریده وجودی دارم از سنگ آفریده.نظامی. || مراد از دهلیزه سرحد سواد البرز است. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «دهلیزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر