معنی دهلیزی
8 بازدید
[ دِ ] (ص نسبی) منسوب به دهلیز است. هر چیز منسوب و مربوط به دهلیز. || دربان خانه را گویند. (لغت محلی شوشتر). || حرفهای بازاری. (یادداشت مؤلف). کنایه از سخنانی که از اندرون خانه خبری دهند و از بیرون خانه خبری گویند و بتراشند. (ناظم الاطباء). کنایه از سخنان اراجیف بی ماحصل، و صحیح آن سخن دهلیزی است. (از آنندراج). کنایه از سخنان اراجیف و بی حاصل باشد. (برهان): گفت دهلیزی است واللََّه این سخن پیش شه خاک است هم زر کهن.مولوی. زانکه آن گرمی آن دهلیزی است طبع اصلش سردی است و تیزی است. مولوی. - سخنان دهلیزی؛ سخنان بی اصل و معنی. (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «دهلیزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر