معنی دندان گرفتن
6 بازدید
[ دَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) دندان کشیدن. برکندن دندان و دور کردن او را. (آنندراج). رجوع به دندان کشیدن شود. - دندان گرفتن از کسی؛ کشیدن دندان وی. ریختن دندان او. (از یادداشت مؤلف). محروم کردن کسی از دندان : از آن، دندان ز پیران گردش افلاک می گیرد که از غفلت همی دارد به پیری لب گزیدن را. صائب (از آنندراج). || گزیدن. گاز گرفتن. گاز زدن. (یادداشت مؤلف). زر. عذم. (تاج المصادر بیهقی). ازم. (دهار).
کلمات همقافیه با «دندان گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر