معنی دندان گذاشتن
5 بازدید
[ دَ گُ تَ ] (مص مرکب) قرار دادن دندانهای مصنوعی در دهان. || کنایه از ترک کردن. (حاشیهٔ وحید بر لیلی و مجنون). صرف نظر کردن : زآرزوی داشته دندان گذاشت کز دو جهان هیچ به دندان نداشت.نظامی.
کلمات همقافیه با «دندان گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر