معنی دندان ریختن
7 بازدید
[ دَ تَ ] (مص مرکب) افتادن دندانهای کسی. ساقط شدن دندان. (یادداشت مؤلف). سل. (منتهی الارب): نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت هر طفل نی سوار کند تازیانه اش.؟ - دندانهای کسی (حیوانی) ریختن؛ کنایه است از دچار ضعف و ناتوانی شدن، و آن بیشتر به سبب پیری باشد. (یادداشت مؤلف). - || ترسیدن. سخت بیم زده شدن.
کلمات همقافیه با «دندان ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر