معنی دندانگردی
7 بازدید
[ دَ گِ ] (حامص مرکب) حالت و صفت دندان گرد. گران گازی. گران فروشی. (یادداشت مؤلف). رجوع به گران فروشی و دندان گرد شود. || کنایه از خست و دنائت. (لغت محلی شوشتر). - دندان گردی کردن؛ نیفزودن و نکاستن در شری و بیع. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دندانگردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر