معنی دلپریشان
7 بازدید
[ دِ پَ ] (ص مرکب) پریشان دل. آنکه دلش پریشان بود. پراکنده احوال : گم کرد پی از میان ایشان می رفت چو ابر دل پریشان.نظامی.
کلمات همقافیه با «دلپریشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر