معنی دلپسند

معنی دلپسند

7 بازدید
[ دِ پَ سَ ] (ن مف مرکب) پسند دل. دل پسندیده. پسندیدهٔ دل. آنچه یا آنکه دل پسندد. دلپذیر. مرغوب و دلاویز. (آنندراج). پسندیده. مطبوع. دلاویز. مقبول. مرغوب. (ناظم الاطباء): ازو بستد آن نامهٔ دلپسند برو آفرین کرد و بگشاد بند.فردوسی. خود را مپسند دل پسند همه باش نقصان بپذیر و سودمند همه باش.خاقانی. جوابی نبشت آنچنان دلپسند که بوسید دستش سپهر بلند. نظامی (شرفنامه ص ۱۸۹). چو شه دید در گوهر دلپسند پسندیده شد کار گوهرپسند.نظامی. بساز ای مغنی ره دلپسند بر اوتار این ارغنون بلند.نظامی. اگرچه داستانی دلپسند است عروسی در وقایه شهربند است.نظامی. بپرسید کان نسبت دلپسند که هش رفتگان را کند هوشمند.نظامی. سخن می شد از هر دری دلپسند ز خاک زمین تا به چرخ بلند.نظامی. رخ چو سیبی که دلپسند بود در میان گلاب و قند بود.نظامی. گفتمش دلپسند کام تو چیست نامداریت هست نام تو چیست.نظامی. جوابی دلپسندش داد چون در که چون پرسید از حال تفکر.نظامی. سوم درج را کرد سقراط بند ز هر جوهری کان بود دلپسند.نظامی. - دلپسند آمدن؛ مطبوع آمدن : پژوهید بسیار و کوشید چند نیامد ز خوبان کسش دلپسند.اسدی. دور کرد آن دم از در آن دمه را دلپسند آمد آن سخن همه را.نظامی. - دلپسند شدن؛ مطبوع و مقبول واقع شدن : گر به سمع تو دلپسند شود چون سریر تو سربلند شود.نظامی. - نادلپسند؛ نامطبوع : جهان گرچه زیر کمند آمدش نکرد آنچه نادلپسند آمدش.نظامی. || مایل. شائق. خواستار. طالب. (یادداشت مرحوم دهخدا): پری زادگان رزم را دلپسند به پولاد پوشیده چینی پرند.عنصری.

کلمات هم‌قافیه با «دلپسند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید