معنی دلنشان
10 بازدید
[ دِ نِ ] (ن مف مرکب) مطبوع. مرغوب. مقبول. خوش آیند. || (نف مرکب) نشانندهٔ دل. مطیع و متقاعدکنندهٔ دل : هشیار سرزنش نکند دردمند را کز دل نشان نرفت که آن دل نشان برفت. سعدی. || بااثر. مؤثر. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «دلنشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر