معنی دلمه کردن
7 بازدید
[ دَ لَ مَ / مِ کَ دَ ] (مص مرکب) کلچانیدن. بسته کردن: دلمه کردن کودک شیرخوار شیر را؛ قی کردن او شیر را مانند پنیر. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «دلمه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر