معنی دلمیان
7 بازدید
[ دُ ] (اِ) خریطه و کیسه ای که بر کمر بندند. (ناظم الاطباء).[ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حشمت آباد بخش دورود شهرستان بروجرد. واقع در ۱۰هزارگزی شمال خاور دورود در کنار راه مالرو سوزان به سابندان با ۲۵۰ تن سکنه. آب آن از قنات، و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «دلمیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر