معنی دلدل زدن
6 بازدید
[ دِ دِ زَ دَ ] (مص مرکب) در اصطلاح عامیانه، سریع شدن ضربان قلب از دویدن و جز آن. طپیدن دل، چنانکه دل کسی که بسیار دویده است. اضطراب در دل. طپش در دل پدید آمدن. طپشی در دل پدید آمدن، و بیشتر از تند رفتن. (یادداشت مرحوم دهخدا). نفس نفس زدن. تپش قلب. ضربان شدید و غیرعادی دل. (فرهنگ لغات عامیانه). || متردد بودن. شک داشتن. دل دل کردن. دودلی.
کلمات همقافیه با «دلدل زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر