معنی دلدلکنان
5 بازدید
[ دِ دِ کُ ] (نف مرکب، ق مرکب) تردیدکنان. در حال دودلی. مردد در امور. (برهان). کنایه از اضطراب کنان. مضطرب و حیران. (آنندراج). || آه زنان. (برهان) (شرفنامهٔ منیری). نالان. (انجمن آرا). دل دل گویان. ای دل ای دل گویان. نالان و زاری کنان بسبب دل از دست دادگی : بغداد جانها روی او طرار دلها موی او دل دل کنان در کوی او چون خود فراوان دیده ام. خاقانی. || لنگر کلامی است که مطربان و نغمه سرایان در بین آهنگ به ترنم و اصول گویند. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی). تکیه کلام نغمه سرایان چنانکه برخی ای دل ای دل (دل ای دل ای دل) و یا دلی دلی گویند.
کلمات همقافیه با «دلدلکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر