معنی دلدادگی
7 بازدید
[ دِ دَ / دِ ] (حامص مرکب) دلداده گشتن. شیفتگی. عشق : شه از دلدادگی در بر گرفتش قدم تا فرق در گوهر گرفتش.نظامی.
کلمات همقافیه با «دلدادگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر