معنی دلداده
6 بازدید
[ دِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) دل داده. علاقه مند. راغب. مایل. خواهان. || عاشق. (آنندراج). فریفته. دلبسته. دل باخته : چو دلداده یاری ز دلبر برشک زمانی همی بارد از دیده اشک.اسدی. پند دهی کز بلای عشق حذر کن مردم دلداده را چه سود کند پند.ادیب صابر. گر این صاحب جهان دلدادهٔ تست شکاری بس شگرف افتادهٔ تست.نظامی. عاشق دلداه را خواب ای شگفت.مولوی. دلداده را ملامت کردن چه سود دارد می باید این نصیحت کردن به دلستانان. سعدی.
کلمات همقافیه با «دلداده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر