معنی دلخیره
7 بازدید
[ دِ رَ / رِ ] (ص مرکب) خیره دل. متعجب. متحیر. سرگردان : هم از کار آن داس دل خیره ماند بر آن بت بنفرید و زآنجا براند.اسدی. ببد دایه دل خیره آمد دوان سخن راند با دختر از پهلوان.اسدی.
کلمات همقافیه با «دلخیره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر