معنی دقدان
6 بازدید
[ دِ ] (معرب، اِ) معرب دیگدان. (یادداشت مرحوم دهخدا). || آنچه دیگ را بر آن نصب کنند. (از ذیل اقرب الموارد از تاج). اجاغ و جائی که در آنجا دیگ بجوش می آورند. || مجمر و محل آتش و جای آتش. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دقدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر