معنی دقدق
8 بازدید
[ دَ دَ ] (اِ صوت) صدای کوفتن در. دق الباب کردن. کوفتن چیزی بر چیز دیگر، مانند چکش بر چوب یا حلبی و کوفتن پتک بر آهن و نظایر آن (فرهنگ لغات عامیانه).
کلمات همقافیه با «دقدق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دق» برای سرودن شعر