معنی دقداق
5 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) قطعه های ریگ خرد، بعض بر بعض نشسته. (منتهی الارب).[ ] (معرب، اِ) خرچال. میش مرغ. حُباری ََ. هوبره. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به خرچال شود.
کلمات همقافیه با «دقداق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر