معنی دعلقة
4 بازدید
[ دَ لَ قَ ] (ع مص) دور رفتن در وادی. (از منتهی الارب). دور شدن از وادی. (از ناظم الاطباء). دور شدن در وادی. (از اقرب الموارد). || کافتن و جستن چیزی. (از منتهی الارب). تتبع کردن. (از اقرب الموارد). || (اِمص) خساست و فرومایگی. (منتهی الارب). دناءت. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دعلقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر