معنی دشوار ساختن
6 بازدید
[ دُشْ تَ ] (مص مرکب) دشوار کردن. سخت کردن. مشکل کردن: تمعیص؛ دشوار ساختن کار بر کسی. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دشوار ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر