معنی دشوارآمد
6 بازدید
[ دُشْ مَ ] (مص مرکب مرخم، اِ مص مرکب) دشوار آمدن. ناگوار آمدن : ناگاه از کید نفس و تسویل شیطان سخنی که دلیل کراهت و دشوارآمد باشد از من صادر گشت. (انیس الطالبین ص ۱۳۷). و رجوع به دشوار آمدن شود.
کلمات همقافیه با «دشوارآمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر