معنی دشمنسوز
6 بازدید
[ دُ مَ ] (نف مرکب) دشمن سوزنده. سوزندهٔ خصم : او به دندان و چنگ دشمن سوز بازوی آهنین من شب و روز.نظامی.
کلمات همقافیه با «دشمنسوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر