معنی دشمنسوزی
6 بازدید
[ دُ مَ ] (حامص مرکب) عمل دشمن سوز. آزار دشمن : عادت دشمن سوزی و دوست نوازی آن مهر سپهر سرافرازی... در میان عالمیان باقی و پایدار ماند. (حبیب السیر چاپ طهران ج ۳ جزو ۴ ص ۳۲۳).
کلمات همقافیه با «دشمنسوزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر