معنی دشمن‌زیاری

معنی دشمن‌زیاری

5 بازدید
[ دُ مَ ] (اِخ) از شعب طایفهٔ جاکی، از تیرهٔ چهاربنیچه، از طوایف کوه کیلویهٔ فارس. مرکب از ۷۰۰ خانوار است و به دو شعبه منقسم میشود، الیاسی و گشتاسبی. (از جغرافیای سیاسی کیهان).
[ دُ مَ ] (اِخ) سومین طایفه از طوایف ممسنی فارس است مرکب از ۱۵۰۰ خانوار، و این غیر از دشمن زیاری طوایف کوه کیلویه است. (از جغرافیای سیاسی کیهان).
[ دُ مَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای پنجگانهٔ بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون. این دهستان در جنوب شرقی بخش واقع است، زمین آن کوهستانی و رودخانهٔ شش پیر یا دشمن زیاری تقریباً از وسط آن جریان دارد. هوای آن در قسمت های شمالی معتدل مایل به سردی و در قسمت های جنوبی و جنوب غربی گرم است به طوری که قسمتی از اهالی قرای جنوبی در تابستان به نواحی شمالی تغییر محل می دهند. آب مشروب و زراعتی از رودخانهٔ دشمن زیاری و چشمه سارهای متعدد تأمین می گردد. محصولات عمده عبارتند از: غلات، برنج، حبوب و لبنیات. این دهستان از ۴۵ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته و نفوس آن در حدود ۱۱۲۰۰ تن می باشد و قرای مهم آن عبارتند از کلاه سیاه، درک ده گپ، سرنجلک، بابا صالحی، هرایجان بالا و پائین و قلعه آقاخان. قریهٔ علی آباد مرکز دهستان محسوب میگردد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
[ دُ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان بیضا از بخش اردکان شهرستان شیراز. سکنهٔ آن ۴۱۳ تن. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، حبوب، میوه جات و چغندر. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
[ دُ مَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان است. این دهستان بین دهستان بویراحمد سرحدی و بویراحمد سردسیر و دهستان طیبی سرحدی واقع شده است. اراضی آن کوهستانی و هوای آن سردسیر مالاریائی است. از ۳۸ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده، جمعیت آن در حدود ۵۰۰۰ تن است. قرای مهم آن عبارتند از: ده چل دم عباسی و زیرنا. و مرکز دهستان قلعه کلات است. آب آن از رودخانه و چشمه تأمین میگردد. محصول عمدهٔ آن غلات، برنج، پشم و لبنیات است. ساکنان آن از تیره های مختلف دشمن زیاری می باشند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «دشمن‌زیاری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید