معنی دشمنداری
6 بازدید
[ دُ مَ ] (حامص مرکب) عمل دشمن دار. دشمن داشتن. قلاء. (از دهار). و رجوع به دشمن دار شود.
کلمات همقافیه با «دشمنداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر