معنی دشمنداشته
7 بازدید
[ دُ مَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) کراهت داشته. مکروه. ناپسندیده. (ناظم الاطباء). مبغوض. (منتهی الارب). مقت. (دهار). مقیت. (منتهی الارب). مکروه. (دهار): مفرک؛ مرد دشمن داشتهٔ زنان. (منتهی الارب). و رجوع به دشمن داشتن شود.
کلمات همقافیه با «دشمنداشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر