معنی دست گشودن
6 بازدید
[ دَ گُ دَ ] (مص مرکب) دست گشادن. رجوع به دست گشادن شود: برآنکه این بیعت که طوق گردن من است و دست برای آن گشوده ام و بجهت عقد دست بر دست زده ام... (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۱۷).
کلمات همقافیه با «دست گشودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر