معنی دست کوفتن
5 بازدید
[ دَ تَ ] (مص مرکب) ضربت زدن به دست. || کوبیدن دستها به یکدیگر. بهم زدن دو کف دست تا آوا برآید: گر باد خیزد ای عجب از دست کوفتن از دست کوب خصم مرا باد سرد خاست. خاقانی. || توسعاً دست زدن. صفق : حباب بر سطح آب رقص می کرد درخت انجیر پنجه گشاده دست می کوفت. (منشآت خاقانی چ دانشگاه ص ۴).
کلمات همقافیه با «دست کوفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر