معنی دست کمان کردن
8 بازدید
[ دَ کَ کَ دَ ] (مص مرکب) در عبارت ذیل از تاریخ بیهقی مرادف دست گرا کردن و درآویختن و بر سبیل آزمایش جنگیدن معنی دهد: گفته بودند به بیابان بروید بتعجیل تا در بیابان بباشیم و یک دست کمانی بکنیم که این پادشاه از لونی دیگر آمده است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۱۸ و چ فیاض ص ۶۰۵).
کلمات همقافیه با «دست کمان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر