معنی دست پیش داشتن

معنی دست پیش داشتن

7 بازدید
[ دَ تَ ] (مص مرکب) منع کردن. (برهان) (غیاث) (آنندراج): هوس بر آتش وصل تو خویش را زده بود اگر حجاب نمیداشت دست پیش مرا. ملا شانی تکلو (از آنندراج). || ابا نمودن. (ناظم الاطباء). || دست به دعا برداشتن. (برهان). گریه کردن و دست به دعا برآوردن. (انجمن آرا) (آنندراج). تضرع کردن. استدعا کردن. (ناظم الاطباء): دست چنین پیش که دارد که ما زاری ازین بیش که دارد که ما. نظامی (از آنندراج). || دست بستن پیش کسی. (برهان) (آنندراج). || کدیه و گدائی کردن. (برهان). کنایه از گدائی. (غیاث) (آنندراج). دست دراز کردن پیش کسی. (از آنندراج): چو دست پیش تو دارد کسی گره کردی ولی بوقت خراش دل آهنین چنگی. صائب (از آنندراج). خجلتم هست اگر قدرت احسانی نیست دست اگر پیش ندارم سر من در پیش است. تأثیر (از آنندراج). || اعزاز و اکرام کسی کردن. (آنندراج): گفت خاموش که هرکس که جمالی دارد هر کجا پای نهد دست بدارندش پیش. سعدی (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «دست پیش داشتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید