معنی دست نگه داشتن
7 بازدید
[ دَ نِ گَ هْ تَ ] (مص مرکب) بازایستادن از انجام دادن کاری. خودداری کردن از اقدامی. کنایه از صبر و شکیبائی و عدم عجله در کارهاست. در کاری توقف کردن. دست نگاه داشتن.
کلمات همقافیه با «دست نگه داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر