معنی دست نگاه داشتن
9 بازدید
[ دَ نِ تَ ] (مص مرکب) خودداری کردن از اقدام به کاری. بازایستادن از انجام دادن عملی. توقف در کاری. دست نگه داشتن. درنگ کردن. صبر کردن. توقف کردن : بفرمود تا هرکه بود از سپاه ز باغ کسان دست دارد نگاه.نظامی.
کلمات همقافیه با «دست نگاه داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر