معنی دستکج
7 بازدید
[ دَ کَ ] (ص مرکب) کج دست. کسی که دست او کج باشد. آنکه دست کج دارد. || کنایه از دزد. آنکه به دزدی خوی کرده است. دزد معتاد که عادت به دزدی دارد. معتاد به دزدی. دست شیره ای. ناخنکی.
کلمات همقافیه با «دستکج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کج» برای سرودن شعر