معنی دستکجی
6 بازدید
[ دَ کَ ] (حامص مرکب) دست کج بودن. داشتن دستی ناراست. || کنایه از دزدی. (از آنندراج). معتاد بودن به دزدی : ای زلف مبر دل کسان را این دست کجی ز سر بدر کن. فوجی نیشابوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دستکجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر