معنی دستفرمان
6 بازدید
[ دَ فَ ] (اِ مرکب) فرمان دست. فرمان که به اشارهٔ دست دهند. || زیردست. فرمانبر. آنکه به فرمان کسی کار کند: دست فرمان تو تا فرمان براند دور کرد سر ز گردن جان ز تن دست از عنان پای از رکاب. سوزنی.
کلمات همقافیه با «دستفرمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر