معنی دستفرنجن
9 بازدید
[ دَ فَ رَ جَ ] (اِ مرکب) دست برنجن. دستینهٔ زنان. (ناظم الاطباء). دست اورنجن. دست ورنجن. و رجوع به دست اورنجن شود.
کلمات همقافیه با «دستفرنجن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جن» برای سرودن شعر