معنی دست‌درازی کردن

معنی دست‌درازی کردن

6 بازدید
[ دَ دِ کَ دَ ] (مص مرکب) تطاول. ظلم و ستم کردن. تعدی کردن. به ستم کاری کردن. تجاوز کردن : تا کی و کی دست درازی کنم با سر خود بین که چه بازی کنم.نظامی. گربه نه ای دست درازی مکن با دله ای دو دله بازی مکن.نظامی. مفسدان دست برآورده بودند و برخصوص عرب دست درازی بیشتر میکردند. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۶۶). دست درازیها میکرد و کیکاوس خواست تا او را مالش دهد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۴۲ و حاشیه). این اسماعیلیان در اعمال اصفهان دست درازی میکرده اند. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۶۵). از جانب روم همچنین دست درازیها کرده بودند. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۸۵). وقتی که شاپور بخراسان بود بی ادبیها و دست درازیها کرد. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۶۱). || به زنی دست یازیدن. به عرض و ناموس کسی تجاوز کردن. هتک ناموس کسی را قصد کردن : ملکی بود نام او عملوق و ستمکار بود بر زنان و دختران رعیت دست درازی کردی. (مجمل التواریخ والقصص). لشکر شاه بر آن زنان دست درازی کردند که سالها بود از خان و مان آواره بودند. (اسکندرنامه نسخهٔ سعید نفیسی). در شهر مصر پادشاهی بود ظالم و کافر بود و همه روز و شب دست درازی کردی بر دختران مردمان. (اسکندرنامه نسخهٔ سعید نفیسی).

کلمات هم‌قافیه با «دست‌درازی کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید