معنی دستدرازی نمودن
6 بازدید
[ دَ دِ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) دست درازی کردن. تعدی کردن : حاکمی متصدی شغل و عمل آنجا شده دست درازی می نماید به اخذ جرایم. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۵۰). هرهرة؛ ستم و دست درازی نمودن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دستدرازی نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر