معنی در بر گرفتن
12 بازدید
[ دَ بَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) چسبانیدن کسی را بخود رویاروی. (یادداشت مرحوم دهخدا). بغل کردن. التزام. (دهار) (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی): ایدون گمان بری که گرفتستی در بر به مهر خوب یکی دلبر.ناصرخسرو. عزمت بر این جهاد که در بر گرفته ای بر هرچه هست در بر تو کامگار باد. مسعودسعد. مُلتَزِم؛ در برگیرنده. (دهار). مُلتَزَم؛ در بر گرفته. (دهار). و رجوع به این ترکیب ذیل بر شود.
کلمات همقافیه با «در بر گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر