معنی در بر کشیدن
8 بازدید
[ دَ بَ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) در کنار گرفتن. در آغوش کشیدن : چو لهراسب گفتار دستان شنید بر او آفرین کرد و در بر کشید.فردوسی. خودپرستی چو حلقه بر درنه بیخودی را چو حله در بر کش.خاقانی.
کلمات همقافیه با «در بر کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر