معنی در بر کردن
9 بازدید
[ دَ بَ کَ دَ ] (مص مرکب) درپوشیدن. به بر کردن. لبس : پارسا بین که خرقه دربرکرد جامهٔ کعبه را جل خر کرد.سعدی.
کلمات همقافیه با «در بر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر