معنی درگشاده
6 بازدید
[ دَ گُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) گشاده در. که در آن گشاده باشد. بی مانع و سد. باز. مفتوح : درگشاده دیده ام خرگاه ترکان فلک ماه را بسته میان خرگاه سان آورده ام. خاقانی. خانهٔ او را کس درگشاده ندیدی و سفره اش سرگشاده. (گلستان سعدی).
کلمات همقافیه با «درگشاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر