معنی درگشائی
7 بازدید
[ دَ گُ ] (حامص مرکب) درگشودن. افتتاح در. باز و گشاده داشتن در. مفتوح داشتن باب. بازداشتن در خانه، حفظ اعتبار و حیثیت و شخصیت و سابقهٔ خانوادگی یا دیوانی را: هنرآموز کز هنرمندی درگشائی کنی نه دربندی .نظامی.
کلمات همقافیه با «درگشائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر