معنی درویشدهکی
6 بازدید
[ دَرْ ] (اِخ) از شاعران قزوین است که به صنعت خشت مالی منسوب و میرعلیشیر نام او را در مجالس النفائس آورده و گوید: او پیری بود بی خویش و هیچ خویشتن داری و تن پرستی در او نبود و کار او جولاهی بود و کرباس خوب می بافت و چون مشتری می یافت به بهای ارزان می فروخت و او بی مبالغه دو هزار مطلع خوب دلپذیر بی نظیر دارد که از آن جمله است: ای شوخ در آئینه کن از لطف یکباری نظر وز تاب رخسارت ببین فولاد را خون در جگر * ز آه و نالهٔ من بس که کوه محزون است درون ز لعل و برونش ز لاله پرخون است * خواب دیدم در هوا شاهین او صیدی ربود چون شدم بیدار مرغ دل بجای خود نبود. رجوع به مجالس النفائس ص ۱۱۸ و ۲۹۰ تا ۲۹۲ و حبیب السیر چ تهران جزء چهارم از ج ۳ ص ۱۱۵ شود.
کلمات همقافیه با «درویشدهکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر