معنی درویشدوست
5 بازدید
[ دَرْ ] (ص مرکب) دوستدار درویش. آنکه درویش را دوست داشته باشد از قبیل خدادوست. (از آنندراج). آنکه درویشان را اعانت می کند. (ناظم الاطباء): به آزرم سلطان درویش دوست به درویش قانع که سلطان خود اوست. نظامی. خدایا تو این شاه درویش دوست که آسایش خلق در ظل اوست.سعدی. که صاحب نظر بود و درویش دوست کسی کاین دو دارد ملک صالح اوست. سعدی. || دوست داشتهٔ درویش. (آنندراج). || آنکه درویشی را دوست می دارد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «درویشدوست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر